محمد غفورى
12
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )
هدف چيرهشدن است و پنداشته مىشود حق با كسى است كه بتواند با استفاده از هر شيوه و ترفندى پيروز شود ؛ ازاينرو هر دو طرف به استدلالهاى يكديگر بىتوجهاند و همه تلاششان را به كار مىگيرند تا با يافتن ضعفهاى ديگرى به او ضربه زنند و بر همين اساس مىكوشند حتى توانايىها و امتيازهاى ديگرى را منفى جلوه دهند . روشن است در چنين وضعيتى ، حق و باطل درهم مىآميزند و تشخيص راه درست براى پيروان هر دو طرف دشوار مىشود و در اين ميان اگر كسى تابع تعصبات و اميال نفسانى نيز باشد ، در پى حق نخواهد بود . از ابتدا ، تقابل شيعه و سنى صرفاً عقيدتى نبوده ، و بيشتر جنبه سياسى داشت ؛ ازاينرو توقع تفاهم و اتفاق وجود نداشت ؛ بنابراين هرچه از صدر اسلام دور تر مىشويم ، فاصلهها بيشتر و اختلافها عميقتر مىگردد تا آنجا كه تندروهاى متعصب ، بدون دليل شرعى و بر خلاف دستورهاى اسلام و قرآن ، ديگرى را به فساد عقيده ، خروج از دين و درنهايت كفر متهم مىكنند و به مباح بودن جان و مال مسلمانان فتوا مىدهند . حتى به اين نيز اكتفا نمىكنند و غيرمسلمانان را بر رقيب مسلمانشان ترجيح مىدهند . از اينرو گاه ، گروهى براى اثبات حقانيت خود و تخطئه ديگرى ، به خلق آثار تاريخى ، كلامى ، حديثى و رديهنويسى مىپردازد و مخالفانش را به دروغپردازى ، سندسازى ، جعل حديث و تحريف تاريخ متهم مىكند . البته افرادى وجود داشتهاند كه اين خصومتهاى سياسى يا اعتقادى